امام رضا (ع) پس ازورود به مرو دردوم رمضان سال دویست و یک هجری – قمری با
شروطی ولایتعهدی را پذیرا گشتند ، شرایط تعیین شده از سوی امام (ع) برای
مأمون دراداره کشورپهناوراسلامی نه تنها سودی دربرنداشت که درمقاطعی اززمان
موجب برانگیختن خشم عباسیان متعصب نیزشد ، آنان حسن بن سهل دست نشانده
مأمون را ازبغداد بیرون راندند ودست بیعت به سوی ابراهیم بن مهدی که به ابن
شکله شهرت داشت وکارگزارمأمون دربصره بوددراز نمودند ، مأمون برای نجات
ازاین تنگنا به امام (ع) پیشنهادداد تا به بغداد سفرنموده ومرکزخلافت
عباسیان راآرام سازد ، امام (ع) نپذیرفتند ، سرانجام مأمون تصمیم گرفت خود
به بغداد عزیمت نماید ودراین سفر ازوزیرش فضل بن سهل وولیعهدش امام رضا (ع)
نیزخواست که او را همراهی نمایند.
مأمون ازآغاز سفردرپی حیله ای بود تا بطریقی خود را از بن بست رهائی بخشد
وبرای تثبیت حکومت و به دست آوردن حمایت مجدد عباسیان چاره ای نداشت جز
نابودی فضل بن سهل وبه شهادت رسانیدن امام (ع) که سرانجام درحمام سرخس
توطئه ای شوم فضل را به کام مرگ کشانید وهشیاری امام (ع) نیمی از نقشه را
خنثی ساخت ، مأمون با کشتن قاتلان فضل که مجریان نقشه های شوم اوبودند
توانست حسن بن سهل را راضی سازد.
مأمون برای شهادت امام (ع) بهترین وکم خطرترین وسیله را همان یافت که
معاویه از پیش تجربه نموده بود وتصمیم گرفت آن امام همام را باآب
انگورویاآب انارمسموم سازد و سر انجام دربیست و نهم ماه صفرسال دویست و سه
هجری – قمری درسناباد نقشه شوم خود را به مرحله اجرا درآورد وجهان تشیع را
به سوگ و ماتم نشاند واز سوی دیگررضایت عباسیان را حاصل و موفق شد به حکومت
ننگین خود تا سال دویست وهیجده هجری – قمری ادامه دهد ، درنهایت پس از بیست
ویک سال خلافت درسن چهل وهشت سالگی اجل در " بدندون " از نواحی طرطوس آسیای
صغیر گریبانش را گرفت وبه حکومت ننگینش خاتمه داد.